حسين قلى خان نظام السلطنه مافى
90
خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى )
بيمارى حسين قلى خان بروز ناخوشى نزف الدمى در من شد . ميرزا سيد رضى طبيب و ميرزا ابو القاسم سلطان الحكماء به معالجه آمدند و مشغول شدند . تقريبا بيست روز گذشت . يك روزى علاء الدوله از شميران آمد و محرمانه به من گفت ، كار من معيوب شده است و در همين روزها احتمال مىرود اين ادارات را از من بگيرند و ديگر آن وقت كارى از من ساخته نيست ؛ چه علاجى به نظرتان مىآيد كه در اين چند روز عمل كنم ؟ من در جواب گفتم ، اين حساب راجع به حسام السلطنه بود و من به پاس حقوق او خود را دخيل كردم و حاجى سيف الدوله به غرض شخصى او را با من طرف قرار داد . حالا چون من طرف واقع شدهام ، اين حرفهاى بىحساب را كه حتى حاجى ميرزا نصر الله تصديق ندارد ، به ملاحظهء مخالفت حسام السلطنه با من مىگويند ؛ دستخط شاه را سند نمىدانند و مىگويند ، نفهميده است . بهتر آن است من بروم كرمانشاهان و پس از رفع كدورت شاهزاده ، بيايم حساب را با موافقت او تصفيه كنم . علاء الدوله گفت ، من اولاد نايب السلطنه را مىشناسم ، خصوصا حسام السلطنه مردانگى و غيرت و بزرگى و هيچ صفت خوب ندارد . وقتى كه در اين عمل شما را محتاج خود ديدند ، بر جان و مال تو ابقاء نخواهند كرد ؛ با اين حالت ناخوشى ، جانت هم تلف مىشود . امشب برويد و درست مطالعه كنيد ، به هرچه صلاح ديديد ، اقدام مىشود . من آمدم ؛ هرچه ملاحظهء اطراف كار را كردم ، ديدم ديگر مفرى نيست ، به علت آنكه آقا و معاون الملك براى جلب منفعت از حسام السلطنه طرف شدهاند . حاجى سيف الدوله هم كه وكيل حسام السلطنه است ، با آنها هم قول و همرأى شده است . سپهسالار هم به ملاحظهء همراهى علاء الدوله با من ، به كلى از حمايت دست برداشت . امين - الملك هم مبتذل و عازم فرنگستان است « 22 » . فردا شب را در حالتى كه ناصر الملك و امين لشگر « 23 » نزد علاء الدوله بودند ، باز در ميان باغچه مطلب را عنوان كرد . به اين دلائل ، گفتم ، چاره منحصر است . باز در حضور آنها گفت ، اين شاهزاده نامرد و بىغيرت است ؛ مثل من نيست كه براى رفع ظلم و بىحسابى ، از هيچ اقدامى خوددارى نكند . به واسطهء آن حرف محرمانه كه به شما گفتهام ، ديگر موقع حمايت و مساعدت نيست . من اعتقاد به رفتن كرمانشاهان شما نداشتم ؛ حالا كه خودتان اصرار داريد ، ناصر الملك و امين لشگر را شاهد مىگيرم . من جواب دادم كه ، مستوفى الممالك و معاون الملك كه حالشان اين است ، سپهسالار هم كه رنجيده است ، امين الملك هم اولا از وجودش كارى ساخته نيست و ثانيا خود او امروز مردود و با من هم حال است ؛ براى من هم لايق نيست باداشتن سند و حرف حسابى و دو سال زحمت اصفهان در آن سال مجاعهء 1288 ، حالا مورد تعدى و اجحاف واقع شوم . مخالفت خود
--> ( 22 ) - طبق نوشتهء خود ميرزا على خان امين الملك ( امين الدوله ) ، قبل از سفر دوم شاه به اروپا در 1295 ، او مأمور شد كه به اروپا رفته و ترتيب سفر شاه را بدهد . امكان دارد كه حسين قلى خان دربارهء دليل اين سفر اشتباه كرده و نوشته است كه امين الملك مبتذل و عازم فرنگستان بود . ( 23 ) - مقصود ميرزا قهرمان قمشهاى اصفهانى ، امين لشكر است .